آلفردبرناردنوبل در بیست ویکم اکتبر سال 1833 در شهراستکهلم سوئدچشم به جهان گشود.
در 8 سالگی به همراه خانواده اش عازم روسیه شد. نشانه های علاقه به علوم و به ویژه شیمی درهمان نخستین سالهای کودکی در وی پدیدار شد.
آموخته هایش را به شکل خودآموز فراگرفت و هیچ گاه تحصیلات دانشگاهی را از سرنگذراند. در سال 1863 به سوئد بازگشت و درکارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شیمیدان مشغول به کار شد. او در تولید صنعت مواد منفجره نیتروگلیسیرین موفقیت بسیاری بدست آورد.
در1864 انفجاری منجر به ویرانی کارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد، که بسیار به او شباهت داشت.
او اولین نفری بود که اعلامیه ی فوت خود را خواند, فردای روز انفجار روزنامه ها به اشتباه در گذشت او را منتشر کرده بودند. (مخترع مرگ مرد و اصطلاحاتی از این قبیل) , آلفرد دید که بعد از مرگش چطور از او یاد می کنند و به همین دلیل وصیت نامه ی خود را تغییر داد.
قسمتی از وصیت نامه نوبل
تمام دارایی ام طبق آنچه در زیر می آید تقسیم شود. این سرمایه به شکل اوراق بهادار معتبر توسط کارگزارانم از طریق تأسیس یک صندوق به عنوان جایزه سالانه به کسانی اعطا شود که طی سال گذشته خدمت بزرگی به جامعه انسانی انجام داده باشد.
جایزه مزبور به پنج قسمت مساوی تقسیم شود و هر یک از آنها به یکی از موارد زیر اختصاص داده شود: یک سهم برای کسی که مهمترین اختراع یا اکتشاف در زمینه علوم فیزیک انجام داده است. یک پنجم برای کسی که مهمترین یا مفیدترین اکتشاف رادرزمینه علم شیمی انجام داده، یک سهم برای کسی که مهمترین کشف دررشته فیزیولوژی یا پزشکی انجام داده باشد، یک پنجم برای کسی که برجسته ترین اثر ادبی را خلق کند، ویک سهم باقیمانده به کسی تعلق گیرد که بیشترین یا بهترین اقدام را برای ایجاد صلح و برادری و فرو کاستن آتش دشمنی بین ملت ها و برقراری دوستی انجام دهد.

نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
،
،
:: برچسبها:
داستان کوتاه اولین کسی که اعلامیه ی فوت خود را خواند,
داستان کوتاه نوبل,
داستان کوتاه باحال,
,