((( به نام خدا )))
یک لیوان آب به ده دینار
ملا روزی به صحرا می رفت وتشنگی شدیدی به او دست داده بود. عربی را دید که با او مشک آبی بود. ملا خوات مشک آب را از او بخرد اما عرب به کمتر از ده دینار راضی نبود.
ملا ناچار شد ده دینار داد و مشک را خرید. با ملا غذای شور و رو غن داری بود.به عرب گفت: میل داری؟ عرب گفت آری. ملا غذا را داد و عرب خورد و سیر شد و تشنه اش گردید. عرب گفت لیوانی آب بده که بنوشم. ملا گفت: یک لیوان آب به ده دینار. عرب از فشار تشنگی ناچار ده دینار را داد و یک لیوان آب گرفت. و ملا با این حیله, هم دینارهایش را پس گرفت و هم صاحب مشک آب شد.

منبع کتاب کلیات ملانصرالدین
نظرات شما عزیزان:
نازنین 
ساعت7:52---24 خرداد 1391
سلام صبح بخیر بابا این ملا هم بلای بوده وما خبر نداشتیم جالب بود
پاسخ:حالا بازم ازش می نویسم. حس تایپ نی.
:: موضوعات مرتبط:
،
،
:: برچسبها:
ملانصرالدین,
نیرنگ,
یک لیوان آب,
داستان کوتاه,