دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست
***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »
***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی
نظرات شما عزیزان:
آب 
ساعت18:56---2 تير 1391
سلام
شرمنده یه سری کد اومده بود زیر این مطلبت کل قالب و بهم ریخته بود وقتی عکسات و پاک کردم ردیف شد.
من که نمی دیدم عکسات چی بودن خودت دوباره بذارشون.
خییییییییییییییلی
پاسخ:دست گلت درد نکنه
هدی 
ساعت17:56---2 تير 1391
بی معرفت...
پاسخ:سلام چرررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آب 
ساعت16:51---1 تير 1391
سلام چطوری نازی.
پاسخ:چرا ؟ برای من مشخص
پرشین گروپ 
ساعت9:56---1 تير 1391
با سلام .
این دعوت نامه از سوی گروه بزرگ پرشین گروپ میباشد.
با عضویت رایگان در این گروه به کلی مطالب دست نیافتنی خواهید رسید
توجه:به دلیل فیلتر شدن این مطالب ابن مجموعه در یافت این مطالب در ایمیل شما امکان پذیر خواهد بود.
پایگاه اطلاع رسانی پرشین گروپ:
http://persiangroups.vcp.ir/
لینک عضویت در گروه:
https://groups.google.com/group/persiangroup_mail/subscr ibe?note=1&pli=1
توجه:برای آشنایی بیشتر و آموزش عضویت توصیه میشود از سایت این گروپ دیدن فرمایید.
:: موضوعات مرتبط:
،
،
:: برچسبها:
داستان کوتاه,
دلداده نابینا,